

![]()


يك زمان مردم دنيا دلشان درد نداشت![]()
هيچ كس دغدغه آنچه كه مي كرد نداشت![]()

چشمه سادگي از لطف زمين مي جوشيد![]()
خودمانيم ، زمين اين همه نامرد نداشت![]()


![]()


+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 14:7  توسط زهــــرا
|
![]()




![]()
![]()

![]()
![]()
![]()

![]()


![]()



+
نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386ساعت 5:38  توسط زهــــرا
|

![]()

![]()

پيداست هنوز شقايق نشدي
زنداني زندان دقايق نشدي
وقتي که مرا از دل خود مي راني
يعني که تو هيچ وقت عاشق نشدي
زرد است که لبريز حقايق شده است
تلخ است که با درد موافق شده است
شاعر نشدي وگر نه مي فهميدي
پاييز بهاريست که عاشق شده است
![]()



![]()
+
نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386ساعت 3:49  توسط زهــــرا
|


